مجوز پروژه نفتی سهراب در هورالعظیم را یا اصلاح و یا ابطال کنید!

الهه پهلوان، کارشناس و فعال محیط‌زیست در یادداشتی به بررسی پروژه نفتی سهراب و اثراث سو آن بر محیط زیست هورالعظیم پرداخته است.

یادداشت مهمان_ الهه پهلوان، کارشناس و فعال محیط‌زیست: میدان نفتی سهراب بار دیگر به یکی از مناقشه‌برانگیزترین پرونده‌های محیط‌زیستی کشور تبدیل شده است؛ پروژه‌ای اکنون با مجوز محیط‌زیستی قرار است برای ۲۰ سال در اختیار شرکت نفت قرار گیرد و روزانه ۳۰ هزار بشکه نفت استخراج گردد. مهدی نجاریان، مجری طرح توسعه میدان نفتی سهراب گفته است تعداد محوطه‌های سرچاهی از ۲۳ محوطه پیش‌بینی‌شده اولیه به ۶ محوطه کاهش یافته و سطح مورد نیاز برای احداث این محوطه‌ها نیز از ۶۹ هکتار به حدود ۱۸ هکتار رسیده است. به گفته او، محوطه‌های سرچاهی برای جلوگیری از ایجاد مسیرهای دسترسی جدید در محدوده تالاب، در مجاورت جاده مرزی موجود جانمایی شده‌اند. تمامی این موارد در حالیست که پیش‌ازاین، گزارش ارزیابی محیط‌زیستی این طرح در جلسه ۲۲ آذر ۱۴۰۲ کمیته ارزیابی سازمان حفاظت محیط‌زیست، به‌دلیل احتمال بروز آسیب‌های گسترده و خشک‌شدن بخش‌های قابل‌توجهی از تالاب هورالعظیم، رد شده بود.

علی‌ایحال 20 شهریورماه 1405 نغمه مبرقعی دینان، عضو هیأت‌علمی دانشگاه شهید بهشتی و عضو حقیقی شورای عالی سازمان حفاظت محیط‌زیست، در نشست میدان نفتی سهراب، نسبت به چند خلأ جدی در روند بررسی و مطالبه‌گری زیست‌محیطی پروژه هشدار داد. به گفته او، سه مطالعه جامع حفاظت از هورالعظیم، ارزیابی توان اکولوژیک و ارزیابی خسارت که تهیه آنها به پژوهشکده سپرده شده بود، به سرانجام نرسید و درباره وجود طرح احیای تالاب نیز ابهام وجود دارد. او همچنین به تغییر جانمایی چاه‌ها اشاره کرد: در طرح اولیه، هشت سرحلقه (پد) چاه در تالاب پیش‌بینی شده بود، اما اکنون تنها یک سرحلقه در داخل تالاب قرار دارد و سایر پدها در کنار دایک مرزی جانمایی شده‌اند؛ موضوعی که از نظر او این پرسش را ایجاد می‌کند که آیا امکان حذف همان یک سرحلقه از منطقه حساس وجود نداشت؟ مبرقعی همچنین بر ضرورت مطالبه خسارت ناشی از بهره‌برداری ۲۰ساله میدان، بازنگری در محل نمونه‌برداری‌ها و پیش‌بینی پایش آنلاین هوا در روستای رفیع، ارزیابی مستقل لندفیل پیش‌بینی‌شده در حریم تالاب و تعیین تکلیف احیای میدان پس از پایان بهره‌برداری تأکید کرد. او در عین حال، ممنوعیت احداث جاده جدید و برداشت آب از تالاب و الزام مجری به برنامه احیا را از نکات مثبت ملاحظات سازمان دانست. با این حال، به تناقض موجود در متن سند نیز اشاره کرد؛ سندی که در ابتدای آن اعلام شده «هیچ پیوستی ندارد»، اما در دو بخش دیگر به پیوست ارجاع داده شده، در حالی که پیوستی وجود ندارد. از نگاه مبرقعی، این تناقض نشانه کوتاهی، دقت‌نظر ناکافی و شتاب‌زدگی در تنظیم و امضای سند است؛ در کنار آن، ضعف مطالعات اجتماعی نیز از دیگر کاستی‌های مورد اشاره او بود.

با این وجود احمدرضا لاهیجان‌زاده می‌گوید گزارش ارزیابی آن طی چند مرحله مورد بازنگری قرار گرفته است؛ به‌گونه‌ای که نسخه هشتم گزارش در مرداد ۱۴۰۴ ارائه شده است.

میدان نفتی سهراب همه ماجرا نیست…

وضعیت امروز هورالعظیم، حاصل یک تصمیم، یک پروژه یا حتی یک دهه غفلت نیست. آنچه بر سر این تالاب آمده، حاصل انباشت فشارهایی است که طی سالیان بر آن وارد شده است؛ از وضعیت حقابه و کاهش جریان طبیعی آب تا شکل‌گیری کانون‌های گردوغبار، خشکسالی، آتش‌سوزی، تغییر اقلیم، حفاری، آلودگی، پسماند و فشار بر تنوع زیستی، وجود 5 میدان نفتی دیگر در منطقه و اثرات تجمعی و بلند و در نهایت مشکلات اجتماعی. بنابراین، نسبت دادن تمام بحران هور به میدان سهراب، همان‌قدر نادرست است که توسعه سهراب را مستقل از وضعیت شکننده کنونی تالاب ببینیم. با این وجود سابقه فعالیت‌های نفتی در هورالعظیم نیز نشان داده است که مداخله در چنین اکوسیستمی موضوعی ساده و قابل تقلیل به چند شاخص فنی نیست چرا که به گفته‌ی مسئولین سازمان همچون احمدرضا لاهیجان‌زاده معاون سازمان حفاظت محیط‌زیست، در خصوص فعالیت‌های نفتی در آزادگان جنوبی و شمالی، در مقطعی انسداد مسیر ورود آب کرخه موجب خشک‌شدن حدود ۵۰ تا ۶۰ هزار هکتار از اراضی و تبدیل آن به کانون گردوغبار شد! لذا با چنین سابقه‌ای، حساسیت فعالین محیط‌زیست نسبت به سهراب قابل درک است.

جالب اینجاست که محمدجواد اشرفی، مدیرکل محیط زیست استان خوزستان نیز از زاویه دیگری به موضوع پرداخته است به گفته اشرفی، این وضعیت باعث شده تصور شود هورالعظیم به‌دلیل فعالیت‌های نفتی خشک شده است، در حالی که «مشکل تالاب از باب خشکی، به‌خاطر نفت نیست. موضوع حقابه است». به گفته‌ی وی تالاب هورالعظیم در حال حاضر فقط ۳۸ درصد آب‌گرفتگی دارد و همین میزان آب نیز از کیفیت مناسبی برخوردار نیست! بر اساس مطالعات انجام‌شده توسط دانشگاه چمران، تالاب در سه سناریوی پرآبی، نرمال و خشکسالی به‌ترتیب به حدود یک میلیارد و ۴۰۰ میلیون، یک میلیارد و ۶۰۰ میلیون و یک میلیارد و ۸۰۰ میلیون مترمکعب آب در سال نیاز دارد. به گفته او، در صورت تأمین آب و حقابه مورد نیاز، امکان آبگیری و توزیع آب در تمام پهنه ۹۰ هزار هکتاری تالاب وجود دارد. حدود ۲ هزار هکتار از این محدوده مربوط به جاده‌هایی است که از زمان جنگ باقی مانده و همچنین پدها و جاده‌های دسترسی تأسیسات نفتی را شامل می‌شود. در کنار تمام این‌ موارد، نزدیک به ۳۰۰ سازه بزرگ و کوچک برای مدیریت جریان هیدرولوژیکی آب در پهنه تالاب وجود دارد.

موقعیت سهراب بر حساسیت موضوع می‌افزاید…

مخازن 1 و ۲ در شمال هورالعظیم، قلب تالاب و تنها قسمت آب‌دار و زیستگاهی هور است که قرار است میدان نفتی سهراب در آن فعالیت کند. این میدان با حدود ۲۲ هزار هکتار مساحت، به بهانه اینکه میدان نفتی مشترک با عراق است، بدون داشتن مجوز محیط‌زیستی و با حفر دو حلقه چاه، از اواخر دهه ۸۰ فعالیتش را در هورالعظیم آغاز کرد. مجوز این دو حلقه چاه و خطوط انتقال آن‌ها به طول ۴۰ کیلومتر، در سال ۱۴۰۱ توسط سازمان حفاظت محیط‌زیست صادر شد. در آذر ۱۴۰۲، کمیته ارزیابی سازمان حفاظت محیط‌زیست مجموعه‌ای از پیش‌شرط‌ها را برای تصمیم‌گیری درباره توسعه میدان سهراب تعیین کرد. بررسی فنی و محیط‌زیستی خروج محوطه‌های سرچاهی از محدوده تالاب، مطالعات ارزش‌گذاری اقتصادی تالاب و خدمات اکوسیستمی، مطالعات میزان توان و تاب‌آوری هورالعظیم، ارزیابی اثرات جامع طرح بر محیط اجتماعی، امکان‌سنجی انجام عملیات فرآورش نفت در پالایشگاه اروندان و نمونه‌برداری و آزمایش پارامترهای فیزیکوشیمیایی تالاب برای مشخص‌شدن وضع کیفی آن پیش از فعالیت میدان سهراب، بخشی از این الزامات بود. با این وجود، طرح توسعه سهراب مسیر خود را ادامه داد و وزیر نفت وقت در بهمن ۱۴۰۲، هم‌زمان با افتتاح میدان نفتی سهراب، طرح توسعه آن را نیز تنفیذ و اعلام کرد؛ اقدامی که با واکنش نهادهای علمی و مدنی مواجه شد! انجمن ارزیابی محیط‌زیست ایران با همراهی تعدادی از اعضای هیئت‌علمی دانشگاه‌های کشور، اتحادیه انجمن‌های علمی دانشجویی محیط‌زیست ایران و شورای هماهنگی شبکه تشکل‌های مردم‌نهاد محیط‌زیست و منابع طبیعی کشور، شامل ۱۶۵ تشکل محیط‌زیستی از ۳۱ استان، و ۱۰۳ نفر از معتمدان و افراد مورد وثوق جوامع محلی و ساکنان اطراف هورالعظیم، در نامه‌هایی به علی سلاجقه، رئیس وقت سازمان حفاظت محیط‌زیست، سعید کریمی سرپرست وقت دفتر ارزیابی زیست‌محیطی سازمان حفاظت محیط‌زیست و سمیه رفیعی، رئیس فراکسیون محیط‌زیست مجلس، نسبت به فعالیت میدان‌های نفتی در تالاب هورالعظیم ابراز نگرانی کردند و خواستار رسیدگی ویژه به تبعات اجرایی‌شدن استحصال میدان نفتی سهراب شدند.

در کمال تاسف اکنون همان طرح، مجوز محیط‌زیستی گرفته است؛ در شرایطی که بخش مهمی از نگرانی‌های منتقدان همچنان پابرجاست. مداخله در جریان آب تالاب و قطع جریان ورودی آب کرخه، خشکاندن ۱۸ هکتار از تالاب و حفاری ۲۴ چاه نفت جدید در یکی از بکرترین نقاط هورالعظیم، ریسک اجتماعی و پیچیدگی وضعیت منطقه و وابستگی مردم به این زیستگاه همچنان از جمله محورهای اصلی نگرانی درباره اجرای پروژه است. البته با تمام نگرانی‌های اساسی و نقدهای صحیح وارده بر میدان سهراب، باید از یک خطا پرهیز شود و آن تبدیل نگرانی محیط‌زیستی به پیش‌گویی‌های قطعی است. اگرچه بر اساس شواهد میدان نفتی سهراب می‌تواند ریسک‌ها و تبعات جدی برای هورالعظیم و زیستمندان آن داشته باشد و در این راستا مجوز نیاز به ابطال و اصلاح دارد، اما استفاده از عباراتی مانند «فروپاشی منابع طبیعی» نیازمند احتیاط است چرا که اکوسیستم‌ها سامانه‌هایی پیچیده‌اند و میزان تاب‌آوری، اثرات تجمعی فشارها و عدم‌قطعیت‌های موجود، پیش‌بینی دقیق پیامدهای آینده را دشوار و با احتیاط همراه می‌سازد؛ نسیم نیکلاس طالب از مفهوم «قوی سیاه» برای توصیف رخدادهایی استفاده می‌کند که پیش‌بینی آن‌ها دشوار است اما می‌توانند پیامدهایی بسیار بزرگ داشته باشند. اهمیت این مفهوم در موضوعاتی مانند هورالعظیم، نه در پیش‌بینی یک فاجعه، بلکه در یادآوری محدودیت پیش‌بینی در سامانه‌های پیچیده است! لذا عدم‌قطعیت در شرایطی که پیامدهای یک مداخله به‌طور کامل قابل پیش‌بینی نیست، اصل احتیاط بیشتری طلب می‌کند. هورالعظیم به تصمیمی دقیق نیاز دارد. سهراب نیز نه با انکار خطر قابل دفاع است و نه با پیش‌گویی فاجعه. آنچه باید سنجیده شود، ریسک واقعی یک مداخله تازه در تالابی است که همین حالا هم بیش از ظرفیت طبیعی خود تحت فشار قرار دارد.