لک علی‌آبادی: باید همزمان قدرت میدان و ظرفیت دیپلماسی را به کار گرفت

نماینده مردم دورود و ازنا در مجلس شورای اسلامی تاکید کرد: قدرت واقعی زمانی شکل می‌گیرد که میدان و دیپلماسی در امتداد یکدیگر حرکت کنند و در هر دو عرصه، عقلانیت حفظ شود.

روح الله لک علی آبادی در گفتگو با خبرنگار مهر، با تاکید بر ضرورت استفاده از ظرفیت دیپلماسی، گفت: یکی از خطاهای تحلیلی در سیاست خارجی این است که جنگ و مذاکره را دو انتخاب متضاد و جایگزین یکدیگر بدانیم، در حالی که این دو می‌توانند دو ابزار مکمل برای تأمین منافع ملی باشند. کشور مقتدر کشوری نیست که فقط یک ابزار در اختیار داشته باشد، بلکه کشوری است که بتواند متناسب با شرایط، از مجموعه ظرفیت‌های خود استفاده کند و اجازه ندهد دشمن زمین بازی را برایش تعیین کند.

وی افزود: اگر امنیت کشور مورد تهدید قرار گرفت، باید با قدرت از خود دفاع کنیم و اگر در میدان نظامی امکان وارد کردن هزینه به دشمن وجود دارد، این ظرفیت باید در خدمت بازدارندگی قرار گیرد. در مقابل، وقتی در نتیجه مقاومت و ایستادگی، شرایطی برای پیگیری منافع کشور از مسیر دیپلماسی فراهم می‌شود، نباید از مذاکره گریزان باشیم. هنر سیاست خارجی این است که قدرت میدان را به دستاورد سیاسی تبدیل کند.

نماینده مردم دورود و ازنا در مجلس تصریح کرد: بنابراین سؤال درست این نیست که «جنگ یا مذاکره؟»، بلکه سؤال این است که در هر مقطع زمانی، کدام ابزار و با چه ترکیبی می‌تواند بیشترین منافع را برای کشور تأمین کند. ممکن است در یک مقطع، پاسخ نظامی برای ایجاد بازدارندگی ضروری باشد و در مقطع دیگری، همان قدرت ایجاد شده پشتوانه مذاکره قرار گیرد تا دستاوردهای میدان تثبیت شود.

مذاکره می‌تواند بخشی از مبارزه باشد

وی ادامه داد: این نگاه با آنچه رئیس مجلس درباره نسبت میدان و دیپلماسی مطرح کرده نیز همخوان است؛ قالیباف تأکید کرده است که مذاکره را نباید در برابر مبارزه قرار داد بلکه مذاکره می‌تواند یکی از روش‌های مبارزه و تأمین حقوق ملت باشد. چنین نگاهی به معنای مذاکره از سر ضعف نیست برعکس، مذاکره زمانی می‌تواند مؤثر باشد که طرف مقابل بداند پشت میز، با کشوری مواجه است که توان دفاع از حقوق خود را در میدان نیز دارد.

لک علی آبادی گفت: در واقع، قدرت نظامی و دیپلماسی باید یکدیگر را تکمیل کنند. اگر میدان بدون دیپلماسی رها شود، ممکن است بخشی از دستاوردهای ایجاد شده به نتیجه سیاسی و حقوقی تبدیل نشود، از سوی دیگر، دیپلماسی بدون پشتوانه قدرت نیز می‌تواند طرف مقابل را به زیاده‌خواهی تشویق کند، بنابراین باید میان این دو ظرفیت هماهنگی ایجاد کرد.

مذاکره نباید بر پایه اعتماد بی‌محاسبه باشد

وی خاطرنشان کرد: نکته مهم این است که مذاکره نباید با ساده‌اندیشی یا اعتماد بی‌محاسبه به طرف مقابل اشتباه گرفته شود. وقتی قرار است مذاکره‌ای انجام شود، مواضع و خطوط اصلی کشور باید روشن باشد و مذاکره‌کننده بداند چه چیزی قابل گفتگو و چه چیزی غیرقابل معامله است. طرف مقابل نیز باید بداند که فشار و تهدید نمی‌تواند جایگزین پذیرش حقوق ملت ایران شود.

این نماینده مجلس افزود: امروز مواضع ایران در حوزه دیپلماسی، بر اساس آنچه از سوی مسئولان اعلام شده، بر حقوق و منافع ملی و اجرای تعهدات متقابل استوار است. به این معنا که بازگشت به گفتگو نمی‌تواند با نادیده گرفتن حقوق ایران یا با تلاش برای تحمیل یک‌جانبه خواسته‌های آمریکا همراه باشد. در چنین شرایطی، دیپلماسی باید برای تأمین منافع کشور به کار گرفته شود، نه اینکه به ابزاری برای اعمال فشار بیشتر علیه ایران تبدیل شود.

وی گفت: مذاکره مقتدرانه یعنی مذاکره‌ای که از موضع محاسبه و قدرت انجام شود. همان‌طور که جنگ باید هدف و محاسبه داشته باشد، مذاکره نیز باید هدف، چارچوب و خط قرمز داشته باشد. ما نه از جنگ استقبال می‌کنیم و نه از مذاکره هراس داریم؛ معیار، منافع ملی و شرایط واقعی میدان است.

نماینده مردم دورود و ازنا در مجلس شورای اسلامی یادآور شد: در این چارچوب، حتی موضوعاتی مانند تنگه هرمز نیز نباید صرفاً در قالب یک شعار یا واکنش مقطعی دیده شود. هر ابزار ژئوپلیتیکی زمانی ارزشمند است که بتواند در یک راهبرد منسجم برای تأمین امنیت و منافع ملی به کار گرفته شود. مواضع اعلام‌شده از سوی مسئولان درباره آینده وضعیت تنگه هرمز نیز نشان می‌دهد که این موضوع در محاسبات امنیتی و دیپلماتیک ایران جایگاه مهمی دارد.

وی تصریح کرد: در نهایت باید از نگاه صفر و یکی فاصله بگیریم. کسی که می‌گوید فقط باید بجنگیم، همه ظرفیت‌های دیپلماتیک کشور را نادیده می‌گیرد و کسی که تصور می‌کند همه مسائل صرفاً از طریق مذاکره حل می‌شود، نقش قدرت و بازدارندگی را دست‌کم می‌گیرد. سیاست خارجی موفق می‌تواند هر دو ظرفیت را در یک راهبرد واحد قرار دهد.

دستاورد میدان باید در مذاکره تثبیت شود

این نماینده مجلس تأکید کرد: قدرت واقعی زمانی شکل می‌گیرد که میدان و دیپلماسی در امتداد یکدیگر حرکت کنند. اگر در میدان دستاوردی به دست آمد، باید بتوان آن را در میز مذاکره تثبیت کرد. اگر در دیپلماسی فرصتی ایجاد شد، باید پشتوانه قدرت ملی برای حفظ آن وجود داشته باشد. این همان نقطه‌ای است که جنگ و مذاکره را از دوگانه‌ای کاذب به دو ابزار مکمل تبدیل می‌کند.

وی در پایان گفت: امروز آنچه اهمیت دارد، حفظ عقلانیت در هر دو عرصه است؛ در میدان باید مقتدرانه و حساب‌شده عمل کرد و در دیپلماسی نیز با شناخت دقیق طرف مقابل، حفظ حقوق ملت و استفاده از فرصت‌ها پیش رفت. نه جنگ به‌تنهایی راهبرد است و نه مذاکره به‌تنهایی. راهبرد، استفاده هوشمندانه از همه ظرفیت‌های قدرت ملی برای رسیدن به امنیت، بازدارندگی و تأمین منافع ایران است.